یا حسین)ع(

در بزرگراه اینترنت رهایش نکنید

آسیب های اینترنت در نوجوانان
- اعتیاد به اینترنت
اعتیاد از نظر لغوی به معنای عادت داشتن و در اصطلاح، به تکرار یک عمل به شکل مستمر اطلاق می شود. وقتی از اعتیاد سخن به میان می آید غالبا اذهان انسان ها متوحه اعتیاد به مواد مخدر می گردد، اما واقعیت غیر از این است. «امروزه در جهان عده ی کثیری هستند که به تماشای تلویزیون و اینترنت و بازی های رایانه ای معتادند. اتصال به سایت های اینترنتی هرزه نگاری محدود به کاربران خانگی نشده بلکه به یکی از معضلات جدی در محیط های کاری نیز بدل شده است. طی تحقیقات صورت گرفته درمورد تعدادی از شرکت ها، مشخص شد که کارمندان مرد، 62% از زمان صرف شده ی خود در پشت رایانه را به سایت های هرزه نگاری اختصاص داده اند.

ارزان بودن هزینه های اتصال و ناشناخته ماندن افراد در آن، ظاهرشدن پیام های مستهجن بر روی صفحه موجب گسترش هرزه نگاری و استفاده از محصولات آن شده است. در حال حاضر هزاران سایت اینترنتی وجود دارد که حاوی تصاویر مستهجن است. هرزه نگاری در اینترنت و نیز سایر فن آوری های ارتباطی اثرات سوء و مخرب بسیاری در جامعه ایجاد می کند. امروزه رابطه میان جرایمی چون: تجاوز، خودفروشی، سوء استفاده از اطفال و موارد بسیاری از این دست، با گسترش محصولات هرزه نگاری اثبات شده است. بر اساس آمار اداره ی تحقیقات فدرال آمریکا، حدود 81% مجرمان خشونت های جنسی مرتبا از محصولات هرزه نگاری استفاده کرده اند. این مسئله بر روابط زنان و مردان نیز تأثیرات مخربی گذاشته است. خارج شدن روابط بین زن و مرد از یک رابطه انسانی و توأم با احترام به یک رابطه ی غیر انسانی و همراه با امیال شهوانی از جمله ی این تأثیرات است.
در این باره انجمن روان پزشکان آمریکا گزارش می دهد که 20% معتادان به محصولات هرزه نگاری به دلیل اعتیادشان طلاق می گیرند یا جدا از زوج هایشان زندگی می کنند. بیشترین اثر مخرب هرزه نگاری بر قشر نوجوان و جوان جامعه است. وجود روابط جنسی خارج از عرف و اخلاق جامعه در محصولات ارائه شده ی هرزه نگاران، روابط جنسی نامشروع و خارج از ازدواج را اشاعه می دهند و این مسئله موجب کاهش تمایل نوجوانان به امر مقدس ازدواج می شود.»
هرزه نگاری در اینترنت و نیز سایر فن آوری های ارتباطی اثرات سوء و مخرب بسیاری در جامعه ایجاد می کند. امروزه رابطه میان جرایمی چون: تجاوز، خودفروشی، سوء استفاده از اطفال و موارد بسیاری از این دست، با گسترش محصولات هرزه نگاری اثبات شده است
- اتاق های چت
در اینترنت و دنیای مجازی آن، همانند دنیای واقعی که در آن افراد گوناگون، با فرهنگ ها و سلیقه های مختلف زندگی می کنند، افراد زیادی وجود دارند که شرور و خطرناک هستند. اشخاص ناشناس و حتی افراد كودك آزار می توانند سهمی در برقراری ارتباط با كودك از طریق پست های الكترونیكی و اتاق های گفتگو داشته باشند.این گونه افراد از اینترنت برای بهره برداری های سوء و متأسفانه بیشتر برای امور جنسی از کودکان و نوجوانان استفاده می کنند.
در اغلب اتاق های چت، انبوهی از جوانان بین 12 تا 25 سال در حال گفتگو هستند که تبادل اطلاعات شخصی در آن ها بسیار انجام می شود. زمانی که کودک و نوجوان وارد خانه های گفتگو(چت روم) می شود، با شمار کثیری از شکارچی هایی رو به رو می گردد که در کمین آنان هستند. ما اصولا با ماهیت چت زدن و گفتگو مخالف نیستیم، زیرا که افراد بسیاری هستند که در گفتگوهای علمی و تخصصی و ارزنده مشارکت می کنند، اما روی سخن با آن دسته از کاربران اینترنتی است که عمدتا نوجوانان و جوانان هستند که در فعالیت ها و ارتباط هایی شرکت می کنند که بیشتر جنبه ی لذت جویی و دوست یابی دارد و بیشتر نگرانی ها نیز در همین زمینه است و متأسفانه اکثر این دوستی های اینترنتی به ملاقات های حضوری منجر می شود و به دنبال آن مشکلات عدیده ای به وجود می آید.
- کاهش فعالیت های مفید
اینترنت مثل تلویزیون می تواند زمان لازم برای مطالعه، بازی، فعالیت های اجتماعی و بودن در دنیای واقعی را كاهش دهد.
- تبلیغات نامناسب
تبلیغات مربوط به مصرف سیگار و الكل برصفحه اینترنت بدون محدودیت برای همه و از جمله كودكان و نوجوانان ظاهر می شود.
- منفعل بودن
برای فروش كالاهای تجاری از قصه گویی استفاده می شود و نه ایجاد كنجكاوی در ذهن پویای كودكان و نوجوانان.
نكاتی برای والدین
* در مورد اینترنت اطلاعات بیشتری به دست آورید و مهارت خود را در استفاده از آن افزایش دهید.
* فعالیت های سنی و رشدی مناسب با كودكان خود را تعیین كنید. مثلاً كودكان سنین دبستانی به نظارت مستقیم و هشدار مداوم در مورد تبلیغات و ورود به اتاق گفتگو (chat room) نیاز دارند و لازم است به نوجوانان یادآوری شود كه به رعایت نكات ایمنی در اینترنت و مدت زمان استفاده از آن توجه داشته باشند.

* همراه با كودك از اینترنت استفاده كنید. باهم پایگاه ها را جستجو كنید و نقش تبلیغات را توضیح دهید. بر خطرات اصلی اینترنت تمركز كنید. این قانون مطلق را تكرار كنید كه نباید هرگز كسی را از طریق اینترنت ملاقات كرد. از نرم افزارهای فیلتركننده استفاده كنید.
* پایگاه های كتابخوانی برای كودكان مناسبند و او می تواند به تنهایی به آنها مراجعه كند. برای نظارت آسان تر والدین بر كودكان باید رایانه را در محلی عمومی و قابل دسترس برای همگان قرار داد.
* اجازه ورود به اتاق گفتگوی اینترنتی (chat room) را فقط با نظارت بدهید.
* در زمان استفاده از اینترنت الگوی خوبی برای كودك باشید و زمان استفاده را به هدفی خاص محدود كنید.
* همه نرم افزارهایی را كه به خانه آورده می شوند، ارزیابی كنید.
* در مورد مسائلی كه در رابطه با فعالیت های رایانه ای و اینترنتی در مدرسه كودك اتفاق می افتد اطلاعات به دست آورید.

خیلی از معتادها تابلو هستند، ولی ارزش هنریشان صفر است
تختخواب دونفره بعد از مدتی صاحب فرزندی به نام گهواره شد.
بعضی ها هندوانه زیر بغلت می گذارند و بعضی ها پوست موز زیر پایت.
بعضی ها به آسمان نگاه می کنند و بعضی ها به دست این و آن.
هر وقت زنگ زدم فلسطین، دیدم اشغال است.
آنهایی که پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش کنند.
عده ای قانون را پیاده می کنند که خود سوار شوند.
فقط حرف های استاد ریاضی، حرف حساب بود !
به نظر عشاق، قدرت چشم ها بیشتر از قدرت مغزهاست.
میخ مدعی شد که از من تو سری خورتر وجود ندارد.
بعضی ها تا یک قدمی کار می روند اما سرکار نمی روند.
خیلی از موش ها به گربه ها هم محل هاپو نمی گذارند.
برای تاب دادن سبیلش به شهر بازی رفت.
کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم می کارد .
شاید کاکتوس مادر زن گل ها باشد.
اگر دلتان« قرص» است ، از« دردسر» نترسید.
وقتی چوب کبریت سرش را خاراند ، آتش گرفت .
گاهی اوقات گونه هایم پیست سرسره بازی اشک هایم می شود.
برگرفته از کاریکلماتورهای سهراب گل هاشم

خداوند متعال در سوره مزمّل طی دستورالعملی که به مناسبت آغاز رسالت حضرت ختمی مرتبت صلّی الله علیه و آله و سلّم به آن حضرت ابلاغ نموده است، می فرماید: «إنّ لك فی النّهار سَبحاً طویلا - فَاذكُر إسمِ ربِّك و تَبتَّل الیه تَبتیلا».
خدای تبارک و تعالی در این دستورالعمل، راه هایی برای سهولت به منزل رساندن بار سنگینی که بر دوش آن نبیّ گرامی آمده است، تعیین می فرماید. از جمله این راه ها، تأکید بر دعا و راز و نیاز با او است.
. در روز قیامت وقتی پرده ها كنار رود، مشخص می شود چرا دعا مستجاب نشده است و خدای متعال از بنده عذر خواهی می كند. به اندازه ای در روز قیامت در عوض دعاهای مستجاب نشده به بنده پاداش می دهند كه او می گوید ای کاش هیچ یك از دعاهایم در دنیا مستجاب نشده بود.
آیه 186سوره بقره علاوه بر اینکه پس از تأکیدهای فراوان و منحصر بفرد، استجابت دعا را حتمی و قطعی می داند، می فرماید که رشد انسان ها در سایه اهتمام به دعا میسّر می شود.
«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ »
یا رسول الله اگر از تو پرسیدند خدا کجاست؟ بگو نزدیک است. از رگ گردن به تو نزدیکتر است. از خود تو به تو نزدیکتر است. از طرف من به آنها بگو اگر راستی دعا کنید، اجابت میکنم. جواب شما را میدهم حتماً ایمان و عقیده داشته باشید که استجابت میکنم. خداوند دوست دارد رستگار شوید لذا میگوید دعا کنید. و رستگاری و رشد انسانها در پرتو دعا و ارتباط با او حاصل می گردد.
پروردگار متعال به این اندازه تأکید بر لزوم دعا اکتفا نمی کند و در آیات دیگری انسانی که دعا نمی کند را تهدید می نماید و میفرماید اگر کسی اعراض از دعا داشته باشد و در زندگی او دعا نباشد و دعا نکند، به جهنّم خواهد رفت و در جهنّم خوار و ذلیل خواهد بود. نمونه این آیات در سوره های فرقان و غافر موجود است.

" توکل "یکی دیگر از پایه های استوار زندگی پیامبر اکرم (ص) ومؤمنین واقعی است که اهمیت زیادی دارد .[1]
اگر به قرآن کریم مراجعه کنیم ، آیات و نمونه های زیبایی در این باب پیدا خواهیم کرد ؛
در میان آیات و داستان های زیبای این کتاب عزیز ، " نوح "را می بینیم که در مواجهه با دشمنان لجوج ،اخم به ابرو نیاورد و با نیروی توکل در مقبل آنان ایستاد .
" موسی " ویاران اندکش را مشاهده می کنیم که در محاصره ی فرعون ولشکر او قرار گرفتند و فرعونیان با تمام تجهیزات خود در تکاپو برای جذب یاران موسی به سمت دستگاه شیطانی خود بود ، اما موسی تنها با یک کلمه کار را به نفع خود تمام کرد و آن صحبت از توکل بود که فرمود :اگر می خواهید مؤمن باقی بمانید و اهل نجات باشید ،باید به خدا توکل کنید .
[3]
اگر ما بودیم چه می کردیم ؟!
تصور کنید در یک مکان خوش آب و هوا زندگی می کنید .در همین حال از جانب خدا دستور می آید که زن و بچه و تمام عزیزانت را به منطفه ای ببری که بیابان است و از آب و خوراک و ...هیچ خبری نیست . واقعاً اگر ما بودیم چه می کردیم ! از یک طرف مطمئن هستیم که دستور از جانب خدا است واز طرفی هم این منطقه قابل زندگی و سکونت نیست . شاید اگر ما بودیم می گفتیم : " خدایا از این امتحانت بگذر " یا هزار ویک بهانه می آوردیم که آن کار را انجام ندهیم اما ابراهیم دست عزیزانش را گرفت وبه مکه ،سرزمینی که هیچ نشانه ای از سکونت در آن دیده نمی شد ، برد . وقتی هاجر سرزمین را دید ،گفت :تو می خواهی در این سرزمینی که هیچ چیز ندارد ،نه آبی ،نه مونسی ،نه گیاهی ما را رها کنی ؟
[4]
اما ابراهیم ذره ای تردید و اضطراب نداشت و آرامش خاصّی در چهره اش نمایان بود .چرا ؟چگونه می شود که درشرایط سخت این گونه بود ؟ ابراهیم دلش به جایی گرم بود وخیالش راحت . زیرا به یقین می دانست که حرف چه کسی را گوش می کند و به او اطمینان و توکل صد در صد داشت.
توکل چیست ؟
شاید بپرسی این توکل با این همه توانایی که توصیف می کنی ، چیست ؟ از کجا و چگونه باید تهیه شود ؟
توکل به معنای " وکیل گرفتن در کاری و اعتماد به وکالت او " است .معمولاً همه ی انسانها وقتی با مشکلی روبرو می شوند که احتمال می دهند خودشان از پس انجام آن بر نمی آیند ، به سراغ افرادی می روند که در حل آن مشکل تخصص داشته باشند . به عنوان مثال اگر کودکی بیمار شود ، پدر و مادر او برای مداوایش نزد متخصصی می روند که در مورد آن بیماری تخصص بالایی داشته باشد .
حال ما انسانها جای این را ندارد که کمی بیاندیشیم و ببینیم که وقتی یک جسم که مادی است ، بیمار می شود نیاز به درمان دارد ،چه طور است که روح معنوی و وسیع نیاز به تکیه به پناهگاهی ندارد؟!
گاهی اوقات انسان ها چوب حراج به انسانیّت خود می زنند وروح خود را در بازار به حراج می گذارند . گاهی این بشر به قدری به عقل و زرنگی خود اعتماد می کند که هیچ کس را جز خودش قبول ندارد . واقعاًچرا این گونه می شویم ؟!
بیماری واگیر دار

شاید جواب این چراها این باشد که ما هنوز به این باور نرسیده ایم که دشمن قدری داریم . دشمنی که همه فن حریفه و لحظه به لحظه در کمین ما نشسته و قسم یاد کرده که همه را اغوا خواهد کرد . هنوز باور نکرده ایم که دشمن ما با ابزار دنیا وزرق و برق های آن در لیست بیماری های واگیر دار وجود دارد و ما آن را نادیده گرفته ایم .
هنوز باور نکرده ایم که ما نا توانیم و به خودی خود شکستنی هستیم .مگر ابلیس بعد از آن همه عبادت با کبر خود ،بیچاره نشد ؟! مگر طلحه وزبیر نبودند که به خاطر طمع به رزق بیشتر به مقابله با امامشان بر خاستند وجنگ جمل را راه انداختند .مگر در صحرای کربلا نبودند کسانی که از سجده ی ظاهری فراوان ، پیشانی هایشان پینه بسته بود ، اما دستان همان آدم های به ظاهر نماز شب خوان به خون حسین ، آغشته شد .
اگر فقر وناتوان بودنمان را باور کنیم ویقین داشته باشیم که شکستنی هستیم ، قطعاً به این موضوع پی خواهیم برد که به یک پناهگاهی نیاز داریم که بتواند ما را از شیطنت های ابلیس حفظ کند .
به چه چیز و چه کسی پناه ببریم ؟!
تا اینجا فهمیدیم که اگر بخواهیم خود را بی نیاز بدانیم ، ضرر بزرگی کرده ایم وطغیان خواهیم کرد .[5] بنابر این هیچ یک از مادیات و ثروت و قدرت نمی توانند پناهگاه و تکیه گاه خوبی برای ما باشند ، در ضمن این تکیه گاه نمی تواند بشری مثل ما باشد ، چرا که مانند ما ناتوان ،فقیر و بی پناه خواهد بود .
نسخه ی نهایی وشفا بخش
ما به دنبال کسی می گردیم که تمام دشمنان ما را بشناسد و راه مقابله با آنان رانیز به ما آموزش دهد . بله ، او کسی نیست جز خدای قادر و توانا .خدایی که اگر پشتیبانی ما را برعهده گیرد ،اگر تمام دنیا نیز علیه ما قیام کنند ،با وجود او موفق نخواهند شد .[6]
اگر بنا بود که پس از نمازمهایمان وارد بهشت خداشویم و همه ی انسانها صالح می شدند و کار وتلاشی نبود ، دیگر پاداش و عقوبت معنایی نداشت .
قوی ترین مردان آهنین
وقتی خود را عاجز و فقیر و ناتوان دانستیم وفهمیدیم که شکستنی وسست هستیم ، باور خواهیم کرد که تنها خدا است که می توان با اطمینان خاطر به او تکیه کرد و با سخن پیامبر که فرمودند :توکل توشه ی جاده ی زندگی من است ؛
[7] ، نیرو واشتیاقمان به توکل چندین برابر خواهد شد .
اکنون می توانیم نصیحت و سخن رسول اکرم (ص) به اباذر را باتمام وجود لمس کنیم که فرمودند :" اگر دوست داری قوی ترین مردم باشی ، پس تنها بر خدا توکل کن ."[8]
همه چیز هست جز توکل !
گاهی اوقات در زندگی می گوییم : " من همیشه به خدا توکل می کنم ."اما وقتی به عمق زندگی ها وارد می شویم ، می بینیم در این سرای زندگی همه چیزهست جز توکل !
به قول شهید مطهری ؛ هدف توکل بر خدا این است که از یأس وترس فاصله بگیریم ، وبا عمل به حق ، در جادّه ی عبودیّت به آرامش برسیم . اما امروز ، برخی توکّل را به گونه ای معنا می کنند که از آن بوی مردگی و سکون وعدم جنبش به مشام می رسد ،برخی هروقت بخواهند وظیفه را از خود دور کنند وآن را از سر بیاندازند ، به توکل می چسبند .[9]
معنای توکل این نیست که وقتی تشنه شدیم ،سیراب شدنمان را به خدا واگذار کنیم ویا دست از کار و تلاش بشوییم و در گوشه ای بنشینیم ورازو نیاز وعبادت کنیم . چگونه برخی به خود اجازه می دهند که کار نکردن ها و استفاده نکردن از عقل خود را در مسائل به اسم " توکل ومصلحت " توجیه کنند؟!
اگر بنا بود که پس از نمازمهایمان وارد بهشت خداشویم و همه ی انسانها صالح می شدند و کار وتلاشی نبود ، دیگر پاداش و عقوبت معنایی نداشت .
پی نوشت ها :
1- التوکل خیر عماد /میزان الحکمة /ج 4/ ص 3656
2- یونس /71
3- یونس /84
4- ابراهیم /37
5- علق /6
6- آل عمران /160
7- جامع احادیث شیعه /ج 14/ص 230
8- بحارالانوار /ج 74/ص 87
9- مطهری /حق و باطل /ص 123
حذر از پيروي نفس

جَاهِد هَوَاك كمَا تُجَاهِدُ عَدُوَّك. (1)
با هواي نفساني خود مبارزه كن همانگونه كه با دشمنت مبارزه مي كني
آيه الله العظمي بهجت: در اطاعت اوامر الهى و نيز در معصيت و به فرمان شيطان و نفس بودن، امر داير است بين اين كه با كسى كه حيات و ممات، غنا و فقر و مرض و صحّت و مريض خانه و دكتر و خزانه و ثروت و... به دست او است؛ مجالست كنيم يا با كسى كه هيچ ندارد؟! (2)
حذر از پيروي نفس که در راه خداي مردم افکن تر از اين غول بياباني نيست
آيه الله مشکيني:
شاگردان عزيز اسلام ! طلاب محترم حوزه علميه قم ! بكوشيد كه اگر ولي عصر - عجل الله فرجه - بخواهد براي شما نمره بدهد، بنويسد، الامين علي الدين و الدنيا!
در شيخان قم يك نفر دفن است به نام زكريا بن آدم ، گاه گاهي سري به وجود مقدس او بزنيد، و با روح او ارتباط پيدا كنيد. راوي از حضرت رضا ع مي پرسد: آقا! را هم دور است و نمي توانم به حضورت برسم.امام فرمود: مگر گم كرديد زكريا بن آدم ؟! الامين علي الدين والدنيا! بارك الله ! چه امتحان دادي ، چه نمره گرفتي ؟ شاگردان عزيز اسلام ! طلاب محترم حوزه علميه قم ! بكوشيد كه اگر ولي عصر - عجل الله فرجه - بخواهد براي شما نمره بدهد، بنويسد، الامين علي الدين و الدنيا!
براي هواي نفستان ، ابروي اسلام را لطمه نزنيد.
براي انجام هواي نفس ، بر خودتان اگر صدمه بزنيد، بر اسلام صدمه نزنيد، دامن انقال و اسلام را ننگين نكنيد.
با خدا باشيد! به سوي خدا برويد.
طلاب محترم ! با نفستان بجنگيد و پيروز شويد! تا بتوانيد با دشمنانتان بجنگيد. والله اين جهاد اكبر و آن جهاد اصغر است و تا اين جهاد اكبر را نكنيد، قدرت بر جهاد اصغر پيدا نمي كنيد.
مي بخشيد فرزندان قرآن ! امام زمان (ع) از ما توقع دارد. يك خرده با هواي نفس مخالفت كنيم. بياييد از اين اسارت نفس بيرون برويم. بياييد از اسارت شيطان بيرون برويم.
انساني باشيد كه وقتي فرشته ها مي آيند گناهان شما را بنويسند و ببرند، بيايند و بروند. ماه بگذرد و از شما چيزي ننويسند. (3)
در نفسى كه مهذب نشده، علم حجاب ظلمانى است: العلم هو الحجاب الاكبر. لذا شرّ عالم فاسد براى اسلام از همه شرور خطرناكتر و بيشتر است. علم نور است، ولى در دل سياه و قلب فاسد دامنه ظلمت و سياهى را گستردهتر مىسازد.
علمى كه انسان را به خدا نزديك مىكند، در نفس دنيا طلب باعث دورى بيشتر از درگاه ذى الجلال مىگردد. علم توحيد هم اگر براى غير خدا باشد، از حجب ظلمانى است؛ چون اشتغال به ما سوى اللّه است.
اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مىشود. تنها دانستن اين اصطلاحات اثرى ندارد. علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد وبال خواهد بود.
امام خميني:
علمى كه انسان را به خدا نزديك مىكند، در نفس دنيا طلب باعث دورى بيشتر از درگاه ذى الجلال مىگردد. علم توحيد هم اگر براى غير خدا باشد، از حجب ظلمانى است؛ چون اشتغال به ما سوى اللّه است.در زمينه تهذيب و تزكيه نفس و اصلاح اخلاق برنامه تنظيم كنيد؛ استاد اخلاق براى خود معين نماييد؛ جلسه وعظ و خطابه، پند و نصيحت تشكيل دهيد.(4)
منابع:
1. عيون اخبار الرضا2،ص51
2. پايگاه آيه الله بهجت.
3. درس اخلاق آيه الله مشکيني.
4. پايگاه امام خميني.
چت

دانشجوی سال آخرم، دو سال پیش با پسری در دانشگاه آشنا شدم، مشترکات زیادی از نظر فکری و سلیقه ای داشتیم در آغاز قرارمان ارتباط کلامی و تلفنی و گاهی دیدار در گوشه و کنار دانشگاه بود. بعد از مدتی این ارتباط در خارج از دانشگاه ادامه یافت گاهی در پارک و گاهی در سینما و ... قرار ملاقات می گذاشتیم. از هر فرصتی برای تجدید دیداری استفاده می کردیم. روابط ما روز به روز عاطفی تر می شد. تا اینکه یک روز درباره ازدواج با من صحبت کرد. خیلی خوشحال شدم که او هم قصدش از این روابط (مثل من) ازدواج است. از آن روز به بعد گفتگوها و ارتباطات ما با هدفی مشخص و آرزوها و امیدها و قول و قرارها و اینکه کی و چگونه با خانواده مان در میان بگذاریم، چه تغییرات و تحولاتی در خود و زندگی آینده مان ایجاد خواهیم کرد.
هیجان و نشاط با هم بودنمان بقدری ذهن و زندگی مرا به خود مشغول ساخته بود که به هنگام خواب و مطالعه کتابهای درسی و در جمع خانواده و دوستان و به هنگام خوردن غذا و تماشای تلویزیون حتی سر جلسات امتحانی یاد و نام و چهره و حرکات و حرفهای او در ذهنم مرور می شد. شب ها را به امید دیدار او صبح می کردم. حسابی دلبسته و وابسته شده بودم. با خانواده ها در میان گذاشتیم حالا به راحتی با هم ارتباط داشتیم چرا که هم هدفمان ازدواج بود و هم مجبور نبودیم پنهانی با هم رابطه داشته باشیم. گاهی به منزلشان می رفتم و خواهر و مادر همسر آینده ام از من پذیرایی می کردند. ماجرای دوستی مان را والدین او فهمیده بودند. و می دانستند که ما حدود دو سال با هم روابط عاطفی و پنهانی داشته ایم. زمان به سرعت سپری شد.
ادامه دوستی ها نه برای من و نه برای والدینم قابل تحمل نبود و می بایست از بلاتکلیفی خارج می شدم. با درخواست من قرار شد جلسه خواستگاری برگزار شود. روز موعود فرا رسید. از چند روز پیش با خوشحالی و شادابی تدارک دیدیم. همه چیز آماده بود. صدای تیک تاک ساعت منزلمون با ضربان قلبم مسابقه گذاشته بودند. شور و هیجان وجودم را در برگرفته بود. صدای زنگ تلفن طبق معمول مرا به سوی گوشی تلفن پرتاب کرد. دوست پسر سابقم را، حالا به عنوان همسر آینده و همیشگی تداعی می کردم. صدای او بود با شور و شیدایی تمام پرسیدم پس کجایید. چرا دیر کردید؟ با ناله ای سرد گفت: والدینم با ازدواج ما مخالفند تمام وجودم سرد شد. دست و پایم نای حرکت نداشتند. با صدای لرزان گفتم: چرا چی شده؟ گفت: مادرم میگن دختری که حدود دو سال با تو دوست بوده و گاهی تا ساعاتی از شب را در پارک و سینما و کوچه و خیابان بوده و روابط احساسی و عاطفی داشته از کجا معلوم با دیگران هم نداشته و نخواهد داشت.
او به گونه ای صحبت می کرد که گویی با شکی که والدینش در دلش کاشته بودند، دلزده و نگران شده بود. گوشی را گذاشتم از آن روز لحظه ای روی خوش ندیدم. هر روزم اشک بود و ناله و گوشه گیری و از هیچ چیز لذت نمی بردم. هر کس به من می رسید سرزنشم می کرد. یاد حرفهای عاشقانه و هدیه ها و وعده ها و قرارها و با هم بودنها و خنده ها و شادیهایی که طی دو سال با هم داشتیم عذابم می داد. دچار افت تحصیلی شدم. ادامه تحصیل برایم ممکن نبود. دوستانم از من فاصله گرفتند. حوصله هیچ کس را نداشتم. نسبت به نماز و حجاب سست بودم، سست تر شدم. و امروز از آن همه شادی و نشاط و هیجان و گفتگوهای طولانی با او غم و اندوه و دلشوره و احساس حقارت و تنهایی برایم باقی مانده بود.

این ماجرای تلخ، یکی از هزاران نمونه ای است که همه روزه در گوشه و کنار جامعه بزرگمان روی میدهد، چرا؟
چرا مشاوران، شاهدان، و پدران و مادران این همه داستانها و سریال های تلخ و تکراری را در زندگی دیگران و اطرافیان خود شاهدند، بدون اینکه پند و عبرتی برای گروههای بعدی باشد، باز از همان سوراخی گزیده می شوند که گروههایی قبلی گزیده شدهاند. بیایید با هم مروری کوتاه داشته باشیم به آثار و عوارض اینگونه روابط، و نیز بازکاوی روابط گروههای غیر همجنس، باشد که زمینه های پیشگیری از حوادث تکراری مذکور فراهم آید.
یکی از پیش نیازها و کلیدهای موفقیت و آرامش در زندگی، آشنایی با روانشناسی ارتباطات و آگاهی از فنون و تکنیک های ارتباطی با گروههای مختلف اجتماعی بویژه گروه غیر همجنس می باشد.
عدم تعریف روابط سالم و هدفمند بین گروههای غیر همجنس با تأکید بر رویکرد دینی و فرهنگ بومی و ملی، موجب تنش ها و تلخی های آزاردهنده بین اعضای خانواده بخصوص بین والدین و فرزندان نوجوان و جوان و نیز بروز آسیبهایی نظیر فرار دختران و پسران از خانه، ازدواج های ناموفق، دوستی های ناسالم دختران و پسران، احساس شکست و ناکامی در فرآیند این نوع دوستی ها و بدنبال آن گسترش اعتیاد، خودکشی، افسردگی، افت تحصیلی و دهها معضل و مشکل دیگر در بین لایه های مختلف اجتماع گردیده است.
بنابراین بازکاوی و تبین روابط دختران و پسران یکی از ضروریات بسیار مهم جامعه امروز ما به شمار می آید.
در یک تقسیم بندی کلان سه نوع رابطه در جامعه امروز مابین گروههای غیر همجنس مشاهده می شود:
1- گروهی که بدون شناخت از مهارتهای ارتباطی و صرفاً با انگیزه های عاطفی، احساسی و البته با هدف ازدواج وارد عرصه روابط با جنس مخالف شده و با انگیزهی شناخت بیشتر و آمادگی بهتر برای زندگی برتر! بر گستره و گرمی روابط می افزایند. و در این مسیر دیدارهای روزانه، گفتگوی تلفنی شبانه، پیامکهای مستمر عاشقانه! و آرزوها و رؤیاهای کودکانه همه ذهن و زندگی دو طرف بخصوص، دختران را که عاطفیتر و زود باورترند را در برگرفته و در توهماتی افسانه ای فرو می غلتند. اما دیری نمی پاید که واقعیت ها چهره خشن خود را نمایان ساخته و واقعه تلخ مذکور بارها و بارها تکرار می شود.
فرایند معیوب مذکور زمانی رخ می دهد که دختر و پسر می توانند بدون طی کردن راههای پرخطر، بعد از تحصیل شرایط ازدواج، از طریق یک رابط واسط مجرب و متعهد که ازدواج کرده و در روابط زناشویی، فردی موفق و خوشبخت می باشد استفاده کرده و به راحتی می توانند فرد را هم تا حدّ هشتاد درصد شناسایی کنند. بدون اینکه دامنه حرارت علاقه و شور و هیجان ارتباط بین آنها گسترش یافته و دلبستگی موجب به حاشیه رانده شدن عقل در تصمیم گیریها شود؛ همسر آینده خود را بهتر و دقیق مورد شناسایی قرار دهند. البته بعد از شناخت کلیات و تأیید رابط و واسط و خانواده شان، در نشست ها و روابط سالم و آشکار (و نه پنهان) در منزل و منظر والدین دختر، جزئیات هم روشن شده و گام های محکم و مطمئن خود را به سوی ازدواجی پایدار و ماندگار و عشقی مبتنی بر عقل (و نه احساسی ناپایدار و کودکانه) بر می دارند.
2- گروه دوم، دختران و پسرانی هستند که نه برای ازدواج که صرفاً برای به اصطلاح دوستی و گذران اوقات فراغت و ارضاء نیازهای عاطفی خود و کسب تجربیاتی نو و تزریق شور و نشاط و هیجان به زندگی تکراری، به طرح دوستی و رابطه می پردازند.
این گروه ممکن است روزهای آغازین نسبتاً خوشی را با هم سپری کنند. اما وابستگی و علاقه ی توأم با تماسهای تلفنی، پیامک های مهیج و گفتگوها و دیدارهای پرخاطره تبادل هدایا و احساسات، این دوران را به فرآیندی غیرقابل بازگشت تبدیل نموده و دختر و پسر بدون تماس با یکدیگر (به شکلهای مختلف) دچار نوعی احساس کمبود، کلافگی، بی حوصله شده و استرس و اضطراب و نگرانی، خوراک روزانه شان می شود.
این گروه بدلیل غیر همجنس بودن نمی توانند برای همیشه دوستی خود را ادامه بدهند. چرا که بعد از ازدواج پسر یا دختر با فرد دیگری، قطع رابطه قطعی شده و طرفی که شاهد این ازدواج است، دنیایی پر از درد و حسرت و اندوه و احساس حقارت خواهد داشت. و آنکه ازدواج می کند، گاهی همسرش را با دوست غیرهمجنس خود مقایسه نموده، بین آن رؤیاهای شیرین و این واقعیت های نسبتاً تلخ و گزنده، گرفتار شده و زندگی را بر خود و همسرش تیره و تاریک نموده و با مرگ عاطفی(طلاق غیررسمی) هم آغوش می شوند.

هر چه دوستی های قبل از ازدواج بیشتر و گسترده تر، درگیریها و تنش های بعد از ازدواج بیشتر، پس هیچ آدم عاقل و دوراندیشی به دوستی ها و در واقع دشمنی های قبل از ازدواج تن نمی دهند. این گروه نیز همچون گروه اول از نظر فعالیت های درسی دچار افت تحصیلی شده و به لحاظ روحی و روانی از بی ثباتی و ناآرامی و افسردگی رنج می برند. خوشی های کودکانه ی خیابانی. و تلفنی و ... به سرعت به پایان می رسد و زمستانی سرد و پر درد و حسرت فرا می رسد. از نظر اجتماعی نیز بین دوستان، آشنایان و خویشان، شکست سختی را متحمل شده و نگاه دیگران به این گروه، نگاهی توأم با بی اعتمادی و بدبینی خواهد بود.
به لحاظ اخلاقی بی مبالات و نیز در بعد اعتقادی دچار تردید و دودلی در انجام فرایض دینی می شوند. چرا که همواره احساس گناه (رابطه عاطفی، شخصی، تحریک آمیز با نامحرم از نظر شرعی حرام و از نظر روانشناختی باعث خود کم بینی و بی ثباتی و استرس می شود) نموده و خود را در انجام تکالیف شرعی، سست و شکست خورده تلقی می کنند.
3- گروه سوم دختران و پسرانی هستند که دوران خوش دوستی های قبل از ازدواجشان بسیار وحشتناکتر و سیاهتر به پایان می رسد. که در این اجمال (به جای نقل دهها حادثه و رویداد واقعی که در آرشیو نگارنده پرونده پر حجم و سنگینی را تشکیل داده است) پیامدهای شوم و ناگوار این نوع دوستی ها را با تأکید بر خلاصه چند نمونه حادثه مرور می کنیم.
* دختری بعد از افشا شدن اهداف پلید دوست پسرش! تصمیم به قطع رابطه می گیرد. اما پسر با تهدید، خواهان ادامه روابط می شود. دختر امتناع می کند. پس با همدستی دوستانش، دوست دخترش را ربوده و یک هفته در زیر زمین منزلی مورد آزار و اذیت قرار داده و رهایش می کنند و از تمامی صحنه ها عکس و فیلم گرفته و دخترک را تهدید می کنند که اگر ماجرا را با کسی یا کسانی در میان بگذارند و دردسر ایجاد کند، با تکثیر و توزیع تصاویر مذکور در سطح محله و شهر، آینده اش را به تباهی می کشند. این، همان کسی بود که روز و شبی را بدون ارسال پیامهای عاشقانه و دیدارهای عاشقانه! با دوست دخترش سپری نمی کرد. قلب های تیرخورده و هدایای گاهی گرانقیمت و گردش ها و تفریح های پر از احساس و هیجان را از اصلی ترین برنامه های زندگی خود می دانست.
* پسر جوانی بعد از مواجه شدن با مخالفت والدین دوست دخترش برای ادامه ارتباط و انجام ازدواج با پاشیدن اسید به روی دختر ساده لوح (که او را عاشق خود می دانست) زندگی و زیبایی او را لگدمال کرد.
* دختر جوانی، بعد از مطمئن شدن از اینکه دوست پسرش با دختر دیگری طرح دوستی ریخته. در پی تعقیب برآمد، آنان را در پارکی در حال قدم زدن دیده به خانه بازگشت درِ اطاقش را از داخل قفل کرد و گاز شهری را باز کرد و ...
* خانم جوانی با نگارنده (به عنوان مشاور خانواده) تماس گرفت و گفت: بر اساس توصیه ها و گفته های شما و معیارهایی که برای انتخاب همسر به من داده بودید. با جوانی با فرهنگ و با اصالت ازدواج کردم دو سالی است که با هم زندگی می کنیم. زندگی خوب و خوشی داریم. امّا چند روزی است که زندگی آرام و شیرینم در گرداب ناآرامی و تلخی فرو افتاده است. سر و کلّه دوست پسری که قبل از ازدواج با او مدتی رابطه عاطفی و کلامی داشتم، پیدا شده و با تهدید و ارعاب می گوید اگر با من نباشی تمامی خاطرات و با هم بودن هایمان را به همسرت خواهم گفت، چه کنم؟
سرقت از اموال والدین و خویشان برای تأمین مخارج دوستی های خیابانی و پنهانی، بازی کردن با احساسات دختران ساده لوح و خوش باور با وعده ازدواج (پسر جوانی به 5 دختر وعده ازدواج داده و از هر 5 نفر مبالغی را به سرقت برده و صدمات حیثیتی به آنان وارد ساخته)، قتل های خانوادگی از دیگر عوارض و پیامدهای تلخ و ناگوار روابط دختران و پسران و دوستی های قبل از ازدواج است که همه روزه در جامعه روی می دهد.
این دوستی ها چه به ازدواج منجر شود و چه به جدایی ختم شود در هر دو صورت آثار و عوارض تلخ و گزنده و سیاهی را در بر دارد. لذا هیچ آدم عاقلی به صرف گذران چند روز به اصطلاح خوش امروز، فرداهای خود را تیره و تباه نمی کند.

گاهی خندیدن آنقدر برای انسان عادی میشود که فراموش میکنیم، چقدر شگفتآور است. آیا تا به حال به این مساله فکر کردهاید که خنده چقدر میتواند در کنش و واکنش بدن سودمند باشد و آیا میدانید در هنگام خندیدن در بدن چه اتفاقی رخ میدهد؟
دانش روانشناسی، امروزه پی برده است که لبخند در زندگی ما از اهمیت به سزایی برخوردار است. لبخند و خنده هیچ عارضه جانبی مضری ندارد و حتی اگر نتواند بهخودی خود بیماری و فشارهای روحی را علاج کند، حداقل میتواند لحظات نگرانی بهوجود آمده از بیماری را برطرف سازد.
لبخند علاوه بر معکوس کردن مسیر بیماری و تامین سلامت، بهترین یخشکن در گردهماییهای اجتماعی است.
در سالهای اخیر دانشمندان سعی داشتند که فیزیولوژی خنده و اثرات پزشکی قابل اثباتش را آشکار کنند.
البته بایستی صادقانه خندید و شخصیت خود را نیز در نظر داشت.
در واقع خنده یک برنامه است که کل سیستم بدن را درگیر میکند. ممکن است خنده در اثر گفتن یک مطلب خندهدار باشد که از عصب شنوایی ما شروع میشود، و یا ممکن است در اثر دیدن تصویرهای خندهدار و کمیک بوده و از چشمهایمان شروع شود.
دانستن این نکته میتواند جالب باشد که پیدایش خنده پیش از به وجود آمدن زبان و عمیقاً با پیدایش ما ارتباط دارد.
لبخند زدن و خندیدن، نشانه داشتن شخصیتی دست و دلباز، اجتماعی و خوشقلب است. گر چه ما معمولاً خندیدن زیاد را با سبک سری یکی میدانیم ولی باید بدانیم که تغییراتی فراسوی سبک سری در جسم و بدن انسان به واسطه خندیدن و لبخند زدن بهوجود میآید که تظاهرات عینی آن شادمانی است که در این حالت تمام جسم تنظیم میشود و ذهن شفاف میگردد.